X
تبلیغات
(فال و طالع بینی ) -falgir - فال یک واقعیت است یا یک دروغ ؟

فال یک واقعیت است یا یک دروغ ؟

 

 

فال و فالگیری

 در این قسمت راجع به فال و فالگیری صحبت میکنم و هدف من رفع ابهاماتی در مورد موضوع فال است که در ذهن عموم مردم وجود دارد.

رفع این ابهامات و روشن شدن نحوه تفال زدن مقدمه ای خواهد بود برای پرداختن به موضوع اصلی صحبت ما یعنی چگونگی تحقق توانایی های فوق بشری نظیر خواندن افکار روشن بینی و ...

فال و فالگیری موضوعی است که همه ما کم و بیش با آن سرو کار داشتیم و این سوال همیشه بی پاسخ باقی مانده که : آیا شما واقعا به فال اعتقاد دارید یا خیر؟ آیا فال علم است یا خرافات ؟ آیا فالگیران شیادند یا عالم به علوم غریبه ؟ شما فال را فقط یک سرگرمی می بینید با به فال اعتقاد راسخ دارید؟ یا اینکه به بعضی فالها اعتقاد دارید؟

این پدیده در اعصار مختلف و اقصی نقاط جهان به گونه های مختلف وجود داشته و دارد. فال بودا درهند، فال ای- چینگ در چین، فال قهوه یا فال ورقهای تاروت در اروپا از جمله فالهای بسیار معتبر جهانی هستند که جزو اسناد تاریخی سرزمینشان بشمار می آیند در کشور ما هم فال حافظ و استخاره با قرآن از احترام و اعتبار ویژه ای برخوردارند.

البته فال های بسیار دیگری هم هستند که در جهان فراوانند مانند فال اعداد، حروف ابجد یا تفال با خوراکیهایی مثل چای ، نخود و ...

حالا زمان آن رسیده با مطالعه این قسمت ، یکبار برای همیشه تکلیفتان با فال و فالگیری روشن شود و یک دیدگاه علمی نسبت به آن پیدا کرده و ابهامات مربوط به آن برایتان بر طرف شود و پاسخ سوالات بسیاری را که ممکن است در این خصوص در ذهن شما هم باشد دریابید .

 

واقعیت فال

 میتوان فال را اینطور تعریف کرد که فال روشی برای شناخت آینده است ، نهیبی به آینده زدن و آگاهی پیدا کردن از آنچه قرار است رخ بدهدو  یا رخ ندهد و آیا میتوان از آینده خبری آورد؟ آیا آینده را میتوان بیان کرد؟

عموما برای این فال میگیریم که از اتفاقی که در آینده ممکن است رخ بدهد باخبر بشویم اما آیا فال میتواند از آینده به ما خبری بدهد؟؟برای پاسخ دادن به این سوال به آموخته های خود مراجعه میکنیم .

ما از راز قانون جاذب فهمیدیم که تخته سیاهی در آسمان نیست که آینده ما را در آن نوشته باشند و سرنوشت ما به دست خود ما نوشته میشود و این نوشته ای نیست که ما مجبور به اجرای مفاد آن باشیم.

آینده در دست ماست و برای نگارش آن مختاریم پس ما معتقدیم آینده نوشته نشده سرنوشت و تقدیر هم اکنون درحال نگارش است پس کسی نمیتواند از آنچه نوشته نشده به ما خبری بدهد اما از جهت دیگر هم نمیتوانیم منکر پیش گویی های بزرگ تاریخ بشری هم بشویم .

از تاریخ عهد باستان و به گواه قران مجید داستان موسی و فرعون را شنیده ایم که چگونه منجمان فرعون را از تولد موسی با خبر کردند و پس از آنکه مادرش او را به رود نیل انداخت تا زمانی که موسی در کاخ فرعون بزرگ شد و سر انجام کاخ فرعون را نابود کرد منجمان تمام این وقایع را از پیش به فرعون گوشزد کرده بودند.

همینطور منجمان درمورد ولادت پیامبران دیگر هم پیشگویی های دقیقی داشته اند که به هیچ عنوان نمیتوان نقصی درآنها یافت و این حقایق را زیر سوال برد.

در تاریخ جدید هم با وجود پیشگویان بزرگی مانند "نوستراداموس" که هزاران پیش گویی وی از انقلاب فرانسه ،جنگهای جهانی تا وقایع 11 سپتامبر به واقعیت پیوسته یا عارف بزرگ ایرانی "شاه نعمت الله ولی" که تاریخ کشور عزیزمان را به نیکی پیشگویی کرده نمیتوان منکر این شد که افرادی در گذشته توانسته اند آینده را به خوبی بینند .

وجود این شواهد علنی ما را با این سوال اساسی مواجه میسازد که اگر آینده نوشته نشده پس این پیشگویی ها چگونه صورت گرفته است و چگونه میتوان از آینده باخبر شد؟

پاسخ این سوال میتواند برای ما ماهیت فالهایی که درست و صحیح جواب میدهند را نیز روشن میکند.

بازهم برای پاسخ دادن به این سوال اگر به قانون جاذبه مراجعه کنیم با این اصل مواجه میشویم اگر چیزی را در ذهن خود باورکنیم آن چیز بزودی در دنیای واقعی ما نمایان خواهد شد پس وقایع بازتاب باور انسانها هستند.

آینده چیزی نیست جز ادامه روند قانون جاذبه به عبارت ساده تر بچه های امروز در فکر ما پدران واقعی فردا هستند بنابراین اصل میتوانیم رخدادها را از روی باورها پیشگویی کنیم . 

در واقع کاری که یک فال خوب انجام میدهد روشن ساختن باورهای ماست که در ضمیرناخوداگاه ما پنهان شده و به عبارت دیگر: آینده ای که فال برای ما پیشگویی میکند از ضمیر ناخوداگاه ماست نه سرنوشت ما و فال گیری نوعی کشف درون شماست .

در انجام یک فال ما ذهنیت خود را روشن میکنیم ذهنیتی که با باور رخدادها هماهنگ یا در تعارض است.

از قانون جاذبه بیاد دارید که تصویر ذهنی ما نسبت به هر چیزی اگر به شکل باور بود رخ میداد مثلا اگر تصویر ذهنی ما این بودکه سال بعد یک خانه شخصی خواهم داشت این باور رخ میداد اما اگر تصویر ذهنی ما این بود میخواهم سال آینده یک خانه شخصی داشته باشم این باور منجر به رخداد نمیشد .

در واقع پس از انتخاب یک فالنمای درست که همه حالات یک رخداد را درخود دارد مثل "ای- چینگ"، مهمترین کاری که باید برای گرفتن فال انجام دهیم این است که آنچه آرزوی ماست را خوب تجسم کنیم و روی آن هنگام گرفتن فال خوب تمرکز کنیم.

البته این شرط برای گرفتن فال توسط خودمان کافی است اما اگر شخص دیگری برای ما فال می بیند می بایست شرایط ویژه ای را رعایت کند از جمله اینکه در هنگام گرفتن فال، فالگیر از نظر روحی و جسمی در حال ریلکس باشد و خلاء ذهنی در خود ایجاد کند مثلا با مدیتیشن تا بتواند مانند یک آینه تمیز ذهنیت ما را به تفسیر فال منعکس کند نه مخلوط ذهن خودش را با ما .

بعضی فالنامه های حافظ که تفسیر صحیحی شده اند یا کتاب ای- چینگ یا تست پاندول بوعلی سینا نیاز به علم خاصی برای آموختن ندارند و براحتی هر کسی میتواند با اندک دانش اجرای صحیح فال، تفالی بزند .

 

هدف از فال گرفتن

نکته مهمی که میخواهم در مورد فال گرفتن بگویم این است که ما هنگام فال گرفتن میتوانیم بفهمیم چیزی را که در ذهن داریم با باورهای ما قابل اجراست یا خیر و آنگاه که فال به شما پاسخ میدهد با یک سوال جدی تر مواجه میشویم آیا باید به فال اعتماد کنیم؟

 

اگر فال ما بد آمد چه کنیم؟

بسیاری از مردم وقتی فالشان بد می آید از خواسته خود انصراف میدهند !

این موضوع مرا یاد این لطیفه می اندازد که میگوید: شخصی از خیابان رد میشد چند قدم جلوتر پوست موزی را دید و گفت: ای داد! بازهم باید بخورم زمین !

این دقیقا مانند این است که بگویم چون فال من میگوید: در کنکور قبول نمیشوم پس درس خواندن دیگر بی فایده است یا اینکه ممکن است فال به شما بگوید شما هفته آینده بیماری سختی میگیرید و یا هر اتفاق ناخوشایند دیگر حالا چه عکس العملی باید داشته باشیم؟؟؟

اگر آرزویی داریم و فال ما بد می آید آیا باید آرزو را رها کنیم ، روی پوست موزی که چند قدم باآن فاصله داریم لیزبخوریم؟خیر. بیاد بیاورید فال تقدیر ما نیست .

وقتی فال ما بد آمد ما باید خوشحال باشیم که از ناخوداگاه خود با خبر شدیم و دانستیم آرزوی ما با باورهای درونی ما در تضادند پس وظیفه ما این است که باور خود را تغییر دهیم نه اینکه از آرزوی خود دست بکشیم .

مگر آنگه آن خواسته برای ما اهمیت چندانی نداشته باشد اما اگر اهمیت دارد وظیفه داریم باورهای خود را نسبت به چیزی که برای ما بد آمده تغییر دهیم و حتما میدانید هیپنوتیزم یکی از نزدیکتین راهها برای تغییر باور ماست.

مثلا اگر فال میگوید در کنکور قبول نمیشویم باید باوری که درباره کنکور داریم در خود تغییر دهیم و این کار را میتوانیم با مطالعه مضاعف و ریشه کنی نومیدی هم در خودایجاد کنیم.

همچنین اگر فال ما خوب هم بیید باید بدانیم فال فقط میگوید تصویر ذهنی ما درست است مادامی که این تصویر ذهنی ما است رخداد دلخواه ما انجام میشود اگر تغییر کند آینده هم تغیر میکند وقتی فال میگوید: در کنکور قبول میشوید یعنی باهمین ذهنیت و برنامه ریزی که در فکرخود دارید اگر ادامه بدهید درکنکور قبول میشوید نه اینکه دیگر لازم نیست درس بخوانید.

 

فالگیری یا فال سازی !

 در انتهای این بحث بد نیست بدانید نوع دیگری از فالگیران هم هستند که به فالگیران شیاد معروفند و من آنها را فال ساز مینامم.

این افراد ابتدا با بدست آوردن اطلاعات شخصی شما بطور مخفیانه و بازگویی همان اطلاعات در حضورتان هنگام فال گرفتن، راستگویی خودشان را در ذهن شما به باور میرسانند و آنگاه شروع میکنند به پیشگویی چیزهایی که خود دلشان میخواهد . 

به این ترتیب شما پیشگویی های آنها را باور میکنید و البته میدانید این باورها هم موجب میشود این وقایع برای شما رخ بدهند.

در این خصوص میخواهم بگویم اگر برای شما باورهای خوبی میسازند مثلا به شما نوید خوشبختی میدهند و ازاین بابت نیز هزینه زیادی از شما نمیگیرند این کار مانند هیپنوتیزم کردن است و باید از ایشان تشکر کنید اما اگر برای شما آرزوهای بدی میکنند یا با بی انصافی پول زیادی میگیرند واقعا شیادند!!!


+ نوشته شده توسط فالگیر در سه شنبه شانزدهم آذر 1389 و ساعت 8 بعد از ظهر |